خدا مرده است.
اثر: نیچه
منبع:
trickofwriting.blogfa.com
آیا شما ماجرای اون مرد دیوانه راشنیده اید که درروزروشن فانوسی را بدست گرفت وبه بازار رفت و فریاد زد:”من به دنبال خدا می گردم.من دنبال خدا هستم.”
از آنجاییکه اکثر آدم هایی که در بازار بودند به خدا اعتقاد نداشتند اورا مایه تفریح خودشان دیدند وبا گفته هایشان اورا مسخره کردند.
یک از آدم ها گفت:”چرا؟مگر خدا گم شده!”
یکی دیگر گفت:”شاید خدا مثل بچه ها راهشو گم کرده وسرگردانه؟”وهمین طور مردم با حرف های خود هیاهو یی پدید آوردند.
“شاید خدا خودش را از ما پنهان کرده؟”
“شاید خدا از ما می ترسه؟”
“شاید خدا به یک سفر دریایی رفته است.”
“شاید خدا از کره زمین مهاجرت کرده ورفته یک جای دیگه.”
مردم حرف می زدند ومی خندیدند ومردرامسخره می کردند.
بالاخره مرد دیوانه طاقتش تمام شد وبه میان آنها پرید وبایک نگاه مخصوص آنها را ساکت کرد وفریادزد:
“خدا کجارفته ؟ها؟فکر کنم من بتونم به شماها بگم.ما اونو کشتیم.من وشما.ما همه قاتل اونیم.اما ما چه طوری اون کارو کردیم؟چه طور تونستیم همه دریا هارا بنوشیم؟چه کسی به ما اسفنچ داد تا با اون تمام افق ها را بزداییم؟چه کردیم وقتی که خورشید رو از زمین گرفتیم؟ زمین به کجا داره حرکت می کنه؟ما داریم به کجا می رویم؟باسرعتی فرای نور؟با سرعتی بی وقفه؟ به عقب ,به کنار یا به جلو؟به کدام جهت؟آیا هنوز هم بالا وپایینی برای ما وجود دارد؟آیا مادر وهمی بیکران گم نشده ایم؟آیا فضای خالی رو تنفس نمی کنیم؟آیا حس نمی کنیم هوا هم سرد تر شده؟آیا هر شبی که می آید تیره تر از شب پیش نیست؟چرا نباید در روز فانوس به دست بگیریم؟آیاماصدای گورکن هایی که خدا را دفن می کنند را نمی شنویم؟آیا بوی تعفن الاهیات را استشمام نمی کنیم؟ما برای همیشه خدا را زدودیم.خدا مرده!از خدا فقط مرثیه ای باقی مانده!و ما اورا کشته ایم!
وچگونه می توانیم بهم تسلیت هم بگوییم,ما ظالم ترین قاتل ها!مقدسترین وتواناترین چیزی که کره زمین تا به حال داشته زیر چاقوی ما به فنا رفته است.حال چه کسی خون اورا از وجودمان پاک می کند؟با چه آبی باید وجود خود را ازخون او پاک سازیم؟چه سرشماری ها وچه بازی های ترسناکی تدبیر خواهیم کرد؟عظمت این کار برای ما زیاد نیست؟بهتر نیست خودمان خدا بشویم فقط برای اینکه باارزش به نظر برسیم؟هیچ واقعه ای ازاین عظیم تر نخواهد بود وبرای تخمین آن ,تمام کسانی که بعد از ما به دنیا خواهند آمد متعلق به یک تاریخ بالاتر هستند ,بزرگتر وبالاتر از هرتاریخی که کره زمین به خود دیده است!”
این جای سخنانش ,مرد دیوانه ساکت شد وبه مردم نگاه کرد وآنها هم با تعجب به او خیره شده بودند.سرانجام او فانوسش را روی زمین انداخت .فانوس شکست و خاموش شد.بعد گفت:”من خیلی زود آمدم.من هنوزدر زمان مناسب نیستم.اون واقعه حیرت آور هنوز در راهه وداره مسیر خودش را طی می کند وهنوز به گوش آدمیان نرسیده است.وقوع رعد وبرق به زمان احتیاج دارد,درخشش ستاره ها هم به زمان نیازمند است,کارها هم برای انجام شدن نیازمند زمان هستند,حتی همه چیزهایی که اونها انجام دادند که دیده وشنیده بشن.این کار خیلی از آنها دوراست به دوری دورترین ستاره._وهنوز اونها دارند انجامش می دهند.تازه دارند خدا رو می کشند.”
گفته شده که مرد دیوانه آنروز بعد از زدن این حرف هابه یک کلیسا رفت
و فاتحه ای نثار خداوند کرد ووقتی که از کلیسا بیرون آمد رو به مردم گفت:” این کلیسا ها اگر مقبره وآرامگاه خدا نبودند به راستی چه فایده ای داشتند؟”

Translated by : johira afzali
[...] God is dead ( خدا مرده است ) [...]
جالب بود.
سلام دوست خوب.مطلب جالبی بود.
salam azizam matalebeton amozande va jalebe estefade kardam man dost daram ke ba ik lesbian dos basham man gay hastam ba in id baman tamas begir
pars666@yahoo.com
montazeram
bedrod azizam
سلام
در مورد اسم ممنون ، تصحیح شد .در مورد آدرس شما باید بگم مطلب “پسرها گریه نمی کنند ” تو وبلاگ “بلاگ تک” شما بود ، پس باید ارجاع به همون وبلاگ داده می شد
در مورد وبلاگ جدیدتون هم اگه قسمت کامنت هارو ملاحظه کنید ، نظرات قبلی من در مورد پست هاتون رو می بینید .
با سپاس
موفق باشید
سلام جیا جونم من لنور از وبلاگ رو به غروب نمی دونم ولی شاید به خاطر نیاری اما مهم اینه که باز اومدم و خوشحالم از اینکه وبلاگت در دسترسم بود در ضمن در اون یکی وبلاگت یه داستان جدید اپ کرده بودی که اسم شخصیتش لینا بود اسمی که تقریبا همه منو به اون صدا می زنن خیلی جالب بود با دیدن اسم خودم جا خوردم ……. راستی من اپم جیا حتما بیا پیشم راستش خیلی وقته ان نشدم دلم تنگه برای همه ی دوستام و تو که همیشه احساس خوبی نسبت به وبلاگت دارم راستش برخلاف بعضی از لزبین ها که در وبلاگشون یه احساس خاص که درست نمی تونم براش کلمه ای بیارم وجود داره یعنی یه فضای خاصی هست که من خوشم نمی اد ولی وبلاگ تو به عنوان یک لزبین خیلی زبان نوشته ها گرم تر احساساتی تر و نرم تر هست
جیا من اپم و باور کن منتظر تو….
واران کرماشانی همه شما دوستان را دعوت به جواب دادن به سوالی میکند که در وبلاگش مطرح کرده لطفاَ جواب بدهید.
وبلاگ خوبی دارید، من وبلاگت رو به وبلاگم پیوند زدهام.
وبلاگ خوبی دارید. من وبلاگت رو به وبلاگم پیوند زده ام.
زيبا وبلاگ جديدت كه خاليه.
هنوز به روز نكرديش يعني؟
اينجا كه خوب بود ليديي!
چرا دیگر نمینویسی؟
http://www.nevisht.wordpress.com
جیای عزیز
دعوت ات کرده ام به بازی
ساقی قهرمان